من و حسن کلا آدم های بیکار و علافی هستیم ,صبح تا غروب توی گروه پلاسیم , نتیجتا داریم زاغ سیاه شما ها رو چوب می زنیم و به قول معروف" گر پشه ای بجنبد از نظر ما نماند نهان "!
بعد هم که خب خاله بازی رو هم هر دو مون خیلی دوست می داریم , اینه که دیدیم حالا که بازار وبلاگ نویسی به شیوه ی خاله زنک بازی رواج پیدا کرده , چرا ما با این همه آمار که جون می ده برای افشا گری , نیایم وبلاگ بزنیم ؟؟؟ این شد که اومدیم و یک وبلاگ را به اسم خودمان به ثبت رساندیم البته ما دلایل دیگری هم برای وبلاگ نویسی داریم که در زیر می گویم :
1) ما دیدیم وبلاگ ها داره شبیه اون سایت های خووب خووب مربوط به دوست یابی و این ها می شود !خب ما هم دل داریم دیگر , دلمان می خواهد ,که زیاد زیاد دوست داشته باشیم و با دوستان عزیزمان بیشتر بحرفیم .
2) حالا که اساتید و ظلم آن خودکامگان بر ملت مظلوم فیزیکی دل هر سنگی را به رحم آورده , و باعث ایجاد لطوفت قلوب گردیده, ما هم در صدد بیان ظلم روا شده از طرف آنها به خودمان هستیم باشد که یک کم با ما مهربان تر شوید .
3)ما در این جا این فرصت را به خودمان می دهیم که شما عزیزان را ... فرض کرده و به آنچه نیستیم و هرگز هم نخواهیم بود, تظاهر کنیم . بر این اساس ما درکل نوشته های این وبلاگ خودمان را آخرین حد شعور , اخلاق, فهم , درک , شعور , آزاد اندیش , فیلسوف و غیره فرض کرده و شما را هم سس مایونز می دانیم .
4) ما دیددیم که حیف است پول خرج کنیم و برویم دفتر خاطرات و قلم و از این مقولات بخریم (هر چند که خودمان مسیول پخش همین ها در گزوه هستیم ) این است که این جا برای ما حکم دفتر خاطرات را هم دارد و هر اتفاق مربوط یا نا مربوط و خصوصی و غیر خصوصی زندگیمان را این جا می نویسیم .
پینوشت :
1) ما اول خواستیم خودمان را معرفی نکینم و با اسم مستعار بیاییم , ولی بعد دیدیم که افرادی مانند فسیل رو به استحلال ممکن ایس از دست ما شاکی شوند و ما را بزدل بدانند .
2) دوستان , این جا مکانی هست برای ابراز وجود , هر کی هر کامنتی دوست داره بذاره , و خودش رو تخلیه کنه , حیفه جوون توی این سن همه چیز رو بریزه توی خودش !
3) همه را لینک کردیم , ولی به تقلید از گربه نره و روباه مکاری که هرگز وبلاگش را آپ نکرد.

